//آیا تئاتر رو به انقراض است؟

آیا تئاتر رو به انقراض است؟

بهار: علی صالحی هنرمند و مدرس تئاتر و سینما با نگارش یادداشــتی بیان میکند که تئاتر در دوران کرونا نمرده اســت بلکه آیندهنگریها و زاویه دید ما نسبت به این هنر مردهاند. بعد از کرونــا و تعطیلی ســالنهای تئاتر در بسیاری از کشورها این تفکر برای بخش بزرگی از جامعه تئاتری در کشــورهای گوناگون شکل گرفت که هنر تئاتر که الزمهاش حضور همزمان بازیگر و تماشــاگر در یک محیط اســت، از بین خواهد رفت. هرچند برخی از هنرمندان برای جبران این خالء به شــیوههای تازهای همچون استفاده از ظرفیتهای فضای مجــازی روی آوردهاند ولی نگاه اکثریــت جامعه تئاتری همراه بــا تردید و نگرانی برای آینده تئاتر است. علی صالحی، هنرمند و مدرس تئاتر و سینما و بازیگردانی که در هر دو عرصه فعالیت و در دوران کرونا وبینارهای مختلفی را در صفحه شخصی خودش برگزار کرده است، با نگارش یادداشتی، ایدههای خود را درباره آینده تئاتر مطرح میکند. متن کامل یادداشت این هنرمند که آن را در اختیار ایسنا قرار داده به شرح زیر است: »انسان همواره خودش را گونهای خردمند از موجودات میداند. اما خردمند بودن وجه تمایز او با سایر موجودات نیســت. بیشتر تمایز انسان از ویژگی خاص دیگر او بیــرون میآید: »آینده نگری« انسان میتواند در مورد آینده تامل کند و به آن بیندیشد! به زحمت میتوان موجودی دیگر پیدا کرد که مانند انسان قابلیت فکر کردن درباره زمان پیش رو را داشته باشد. این اندیشیدن به آینده، چیزی نیست که تنها از درون تجربه کردن خود بدست بیاوریم بلکه ما به آموختن از دیگران نیز نیازمند هستیم. در واقع درون تجربه دیگران زیست کردن و اندیشیدن هم بسیار مهم است. شــاید میتــوان گفت کــه ایــن قابلیت آینده ِ نگری است که به انسان، خرد میبخشد! آیندهنگری همچنان که میتواند به انســان روحیه ببخشــد، میتواند حجم و بــار زیادی از اســترس، اضطراب و ناامیدی نیز برای انســان بههمراه داشته باشد. آیندهنگری، باید با فهمی از زمان همراه باشد. یک زمان از جنس طوالنی بــودن و زنده ماندن طوالنیتر. انسان آیندهنگر همواره مرگ خود را به تاخیر میاندازد تا این آیندهنگری برایش لذت داشــته باشد. امروزه اما این زمان بســیار کوتاه شده است. ْ ویروس کرونا به طور کلی زمــان زنده بودن را به یک دم و بازدم تبدیل کرده است. در واقع انسان نمیتواند به طور قطع بگویــد که چند ثانیه بعد زندگیاش به سمت مرگ نخواهد رفت! کرونا، مرگ را به نزدیکترین حالت ممکناش به انســان رسانده اســت. اینجاســت که دیگر آیندهگری به شیوه قبل برای انسان آنچنان میسر نیست و یا در خوشبینانهترین حالتش، اگر هم آیندهنگری در کار باشد، بدون لذت خواهد بود. تصویری نامریی و خشک و بدون روح و شادی! شاید همین موضوع، باعث شده است که کار هنری، تحــت تاثیر قرار بگیــرد. به خصوص در ارتباط با هنر تئاتر! کســانی که در حوزه تئاتر فعالیــت دارند، دیگر آیندهنگــری در مورد تئاتــر را نمیتوانند داشته باشند. آنها به سادگی، مرگ تئاتر را اعالم کردهاند. به نظر من اصطالح مرگ تئاتر که این روزها بسیار شنیده میشود، همانطور که گفته شد به علت فقدان ویژگی آیندهنگری است. به همین دلیل است که شــما دیگر نمیتوانید آیندهای را برای تئاتر تصور کنید. پس نکته دقیقا اینجاست: تئاتر نمرده است، بلکه آیندهنگریها مردهاند! پس باید دوبــاره ذهنیت آیندهنگــر را بیدار کرد. اما این بــار به گونهای که دیگــر مرگ را به نزدیکتریــن حالتش تجربه کنیم. این شــاید دگردیســی آیندهنگری باشــد. دفرمه شدن آیندهنگری! ما باید به گونهای دیگر آیندهنگر باشیم. این را دوران اپیدمی کرونا به ما نشان داده است. جهان پس از رونا بسیار متفاوت خواهد بود. آیندهنگری درباره تئاتر هم در درون همین پروژه فکری قرار خواهد گرفت. البته باید این نکته مهم را خاطر نشان کنم که فکر کردن درباره آیندهنگــری، در درون دنیای تازهای باید رخ دهد. دنیایی که عصر تکنولوژی و دیجیتال آن را ســاخته اســت.در حال حاضر بسیاری از اندیشــمندان در حوزههای متفاوت بر روی ســاختار آکادمیک و مدارس در جهان پس از کرونا میاندیشــند. آنها مرگ آکادمیک و فضاهای آموزشــی را اعــام نکردهاند بلکه در جهت تغییر آینده آن و چگونگی شیوه اجرایی آن میاندیشند.اگر بخواهم این موضوع را به فضای هنری به خصوص تئاتر بسط دهم، در این باره هم باید چنین کاری کرد. باید متخصصان و اهالی فن، به جای اجرای پروژه مرگ تئاتر در پی اندیشیدن به راهکارهایی عملی در خصوص چگونگی تغییر کاراکتر و شــخصیت اجرایی آن بیندیشند.این مورد همواره در نگاه یک مولف و پیشــرو، وجود داشــته اســت. اگر به تاریخ هنر تئاتر بنگریم، متوجه میشویم که اتفاقات و محدودیتهایی از جنسهــای متفــاوت در طول زمــان برای تئاتر رخ داده اســت که باعث تولید ایدههایی در جهت انطباق، سازگاری و در نهایت ادامه حیات تئاتر شده است. از دوران باستان بگیرید تا عصر مدرن آن!بــه عنوان مثال، در تاریــخ تئاتر، مگر پروژه تئاتر بیچیز « گروتفسکی »، کارگردان و پدیدآورنده تئاتر از کجا آمده است؟!در آن دوران اعتقاد بسیاری از هنرمندان بر این بود که بدون داشتن بودجههای کالن و صحنههای آن چنانی و بازیگران گران قیمــت و... نمیتوان ایدههای تئاتری را پیاده کرد. اما دیدیم که « گروتفسکی » با اندیشیدن به این موضوع، و طراحی آیندهنگری تازهای برای تئاتر، خالف این امر را ثابت کرد. در دوران جدیــد و زمانــه اکنون هم میتوان چنین کاری کرد! برای رســیدن به این موضوع، البته شناخت شخصیت این عصر بسیار مهم است. از ساختار روحیات انســانهای معاصر گرفتــه تا تعریف اجتماع و بدن و....نســل امروز با اینترنت بزرگ شده است. تقریبا میتوان گفت که چیزی نمانده اســت که دیگر کســی روی زمین یادش نیاید که دنیای قبل از اینترنت چه شــکلی بوده است! نسل ما شاید آخرین نسلیاند که بدون اینترنت بزرگ شده است. اگر به این مسائل نیاندیشیم و ساختارهای شخصیتی تئاتر را چه از نظر تعریف تازه بــرای بدنهــا، تمرینها، نمایشــنامهها، پرفرمنسهــا، آموزشها و.... را بــا آن منطبق و ســازگار نکنیم، همین بحران تا انتها با ما همراه خواهد شد! امروز مسئله کرونا و فردا مسئله ای دیگر!

منبع : http://www.bahardaily.ir/fa/Main/Pdf/5900/8

همرسانی خبر