//اهمیت حمایت از زنان هنگام مرگ جنین

اهمیت حمایت از زنان هنگام مرگ جنین

آفتاب یزد : به طور طبیعی هر زوجی احساس پیوند عاطفی عمیقی با فرزند متولد نشده خود دارد. در نتیجه بسیاری از زوج‌ها بعد از مرگ جنین به همان اندازه‌ای اندوهگین می‌شوند که بعد از مرگ یکی از اعضای خانواده یا دوستی صمیمی متاثر می‌شوند. مرگ یک جنین کم اهمیت‌تر از مرگ یک کودک نیست. والدینی که به دلیل وجود یک ناهنجاری تصمیم به خاتمه بارداری می‌گیرند نیز دچار چنین اندوه شدیدی می‌شوند.در برخی از زوج‌ها یک نفر سریع‌تر از دیگری از مرحله اندوه می‌گذرد که اغلب خانم‌ها هستند دکتر سیده فاطمه واثق رحیم پرور، دکترای تخصصی سلامت باروری، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، پژوهشگر در سلامت باروری، کارشناس سلامت باروری در اینباره می‌گوید: بارداری در زندگی یک زن دوره‌ای است که عموما با شادی و لذت ناشی از به دنیا آوردن یک زندگی جدید همراه است. اما برای بسیاری از زنان، بارداری آن طورکه انتظار می‌رود به تولد یک نوزاد سالم ختم نمی‌شود و در این میان مرگ جنین یا نوزاد یکی از مشکلات مهم مربوط به این دوران به حساب می‌آید.
دکتر واثق رحیم پرور اظهار داشت: سالیانه حدود یک و نیم میلیون مرگ حول و حوش تولد در دنیا رخ می‌دهد که تقریباً همه آنها در کشورهای در حال توسعه روی داده و حدود نیمی از آنها مربوط به مرده زایی پس از هفته 20 بارداری است.
این دکترای تخصصی سلامت باروری عنوان کرد: بر اساس آمارها در ایران مرگ و میر جنینی- نوزادی حدود 25 در 1000 تولد زنده است و مرگ نوزادی ده و شش دهم درصد بارداری‌ها را درگیر می‌کند. آمار مربوط به سقط جنین در کشور نامشخص بوده، بین 54/70 تا 9/116 در هزار برآورد شده است.
وی بیان کرد: علی رغم بهبود درکیفیت مراقبت‌های مادران و گسترش تسهیلات در دنیا طی چندین دهه گذشته، مرگ و میر جنینی- نوزادی همچنان به طور شایع رخ می‌دهد و هر سال بر زندگی هزاران زوج تاثیر می‌گذارد.
دکتر واثق رحیم پرور می‌گوید: از دست دادن یک کودک هم
غیر منتظره و هم مصیبت بار است و از بزرگترین فقدان‌ها محسوب می‌شود زیرا انسان‌ها با فرزندان خود ارتباطات عاطفی به شکل دلبستگی ایجاد می‌کنند و از این طریق هویت والدی شکل گرفته و تقویت می‌شود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران اظهار داشت: فقدان جنینی - نوزادی، در نتیجه همزمان شدن فقدان جسمانی نوزاد و حضور روانی جنین یا نوزاد، به عنوان فقدان مبهم شناخته شده است. درحالی که والدین عمیقا در رابطه همزیستی با فرزند درگیر شده اند، در نتیجه فقدان مبهم، هویت والدی به طور چشمگیر تغییر یافته و پدر و مادر برای کنار آمدن با این نقش‌های جدید و ناخوشایند به حال خود وانهاده می‌شوند.
وی ادامه داد: از دست دادن بارداری یک فقدان منحصر بفرد است، زیرا برخلاف سایر اشکال مرگ، حس همدردی و پشتیبانی دیگران را برانگیخته نمی‌کند. این فقدان اغلب برای عموم مشهود نیست و همزمان جامعه نیز برای بحث پیرامون فقدان آمادگی ندارد. به طوری که از منظر جامعه و حتی شاغلین بهداشتی، عموما تجربه فقدان جنینی- نوزادی در قیاس با مرگ یک کودک بزرگتر یا فرد بالغ، کمتر دردناک می‌باشد.
دکتر واثق رحیم پرور تصریح کرد: نتایج یک تحقیق در زنان با تجربه سقط جنین نشان داد که همه مشارکت‌کنندگان درجاتی از سوگ را گزارش نمودند و اشاره کردند که پرسنل بهداشتی، افراد خانواده و دوستان از احساس یاس و ناامیدی آنها در مورد سقط آگاهی نداشته و آن را درک نمی‌کنند. همچنین در برخی جوامع سوگ برای تولدهای مرده را غیرقابل پذیرش می‌دانند که بالقوه سوگ را تداوم می‌بخشد. در چنین شرایطی، 20 سال پس از این رویداد زنانی یافت شده‌اند که دچار سوگ به تاخیرافتاده، بوده اند.
این دکترای تخصصی سلامت باروری ابراز کرد: عدم شناخت عموم مردم و برگزار نکردن تشریفات مرسوم و داغ اجتماعی که والدین را احاطه نموده، می‌تواند آنها را در انزوا و بدون حمایت مورد نیاز، در سوگ رها کند. مرگ و میر حول و حوش تولد با توجه به شوک، غم و اندوه عمیقی که والدین تجربه می‌کنند، یکی از دشوارترین فقدان‌ها تلقی می‌شود و تاثیر طولانی مدت این فقدان بر زندگی افراد شناسایی شده است.
وی متذکر شد: سوگ یک واکنش طبیعی، همگانی و عادتی به از دست دادن فردی مهم است. این واکنش اغلب شامل اختلال موقت درعملکرد روزانه، دوری جستن از فعالیت‌های اجتماعی، افکار مزاحم و اشتیاق شدید و بی‌حسی است که می‌تواند برای دوره‌های زمانی متفاوتی ادامه یابد.
دکتر واثق رحیم پرور اظهار داشت: وقتی شخص فرآیند سوگ افراطی، دائمی، زجرآور و ناتوان‌کننده را بروز دهد، دچار سوگ پیچیده شده است و بیانگر یک مشکل جدی سلامت عمومی بوده و مشکل بر فرد، خانواده و جامعه اثر می‌گذارد.
این متخصص عنوان کرد که مطالعات نشان داده است که به دنبال از دست رفتن حاملگی علائم افسردگی، احساس گناه و شکست، از دست رفتن اعتماد به نفس، شرم و حسرت، سرزنش کردن خود و سندرم استرس پس از سانحه در فرد ایجاد می‌شود و میزان‌های مرگ مادران، ناشی از علل طبیعی افزایش می‌یابد.
وی افزود: از دیگر عوارض گزارش شده می‌توان به سوگ
طولانی مدت و احساس عدم کنترل در والدین نام برد. شواهدی وجود دارد که برخی مادران داغدیده از دیسترس‌های طولانی پس از فقدان رنج می‌برند. برای مثال تعدادی از مطالعات اثبات کرده‌اند که مادران سوگوار با عواقب دراز مدت شامل افسردگی در بارداری‌های بعدی، واکنش‌های سوگ طولانی مدت و عدم هماهنگی زناشویی که منجر به جدایی و طلاق می‌شود، مواجه می‌شوند. همچنین علاوه بر واکنش‌های شدید و سوگ طولانی مدت، زنان دچار از دست دادن بارداری، در معرض اختلالات روانی متعدد هستند. به طوری که سطوح بالای اضطراب در میان زنان با تجربه سقط جنین و تولد نوزاد مرده گزارش شده است.
دکتر واثق رحیم پرور توضیح داد: برخی متغیرها واکنش‌های سوگ پیچیده پس از فقدان جنینی- نوزادی را پیش‌بینی می‌کنند؛ از جمله مذهب، مشکلات ارتباطی از قبل موجود، نداشتن فرزند زنده، داشتن نگرش‌های متضاد به بارداری و فقدان حمایت اجتماعی. مطالعات به طورگسترده‌ای مشخص کرده‌اند که حمایت اجتماعی نقش مهمی در تطابق پس از داغدیدگی ایفا می‌کند.
این دکترای تخصصی سلامت باروری بیان کرد: حمایت اجتماعی یک اثر واسطه‌ای ایفا می‌کند و حمایت اجتماعی ضعیف از طرف خانواده و دوستان با سوگ عارضه دار همراه است.حمایت اجتماعی به عنوان احساس ذهنی در مورد تعلق، پذیرش، مورد علاقه بودن و دریافت کمک در شرایط مورد نیاز مطرح شده است. تمام روابطی که فرد با دیگران دارد، حمایت اجتماعی محسوب نمی‌شود. به عبارت دیگر روابط اجتماعی منبع حمایت اجتماعی نیست مگر آنکه فرد آن را به عنوان منبعی در دسترس یا مناسب برای رفع نیاز خود ادراک کند. بنابراین نه خود حمایت بلکه ادراک فرد از حمایت اهمیت دارد.
وی بیان کرد: بر اساس مطالعات محققان در شرایط استرس زا، زمانی که شخص کیفیت حمایت را نامناسب تلقی نماید، عدم تطابق روانی رخ می‌دهد. پس از فقدان جنینی– نوزادی، انتظارات والدین از دریافت حمایت بر اساس ارزشی که آنها به سوگ می‌دهند، در تقابل با حمایتی است که درعمل از افراد نزدیک خانواده و فامیل، جامعه پزشکی و افراد حرفه‌ای دریافت می‌کنند.
دکتر واثق رحیم پرور خاطرنشان کرد: اطلاعات راجع به عواقب اجتماعی فقدان نشان می‌دهد که والدین سوگوار به دنبال رویداد فقدان جنینی- نوزادی ناچارند که با طیف گسترده‌ای از اثرات منفی اجتماعی مانند انزواجویی از دوستان، افراد خانواده، بستگان نزدیک و سایر افراد دخیل در شبکه اجتماعی شان روبرو شوند که به لحاظ عاطفی آنان را بیش از پیش آسیب پذیر می‌سازد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران ابراز داشت: مادران دچار فقدان، در معرض خطر بالای سوگ پرعارضه هستند و شمار زیادی از آنان اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه را تجربه می‌کنند اما به رغم غمگینی ذاتی وضعیت فقدان، وقتی مادران در یک محیط مراقبتی، حمایت معنی داری دریافت کنند، عده زیادی از آنان خاطرات مثبتی از زایمان و اقامت در بیمارستان ذکر می‌کنند.
وی بیان کرد: اگر زنان دچار فقدان جنینی - نوزادی توسط مراقبین بهداشتی، خانواده یا اجتماع پیرامونشان مورد حمایت قرار نگیرند، احتمال دارد در مواجهه با حاملگی بعدی مشکلات روانشناختی آنها به مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب تبدیل شود. تداوم این عارضه نه تنها مادر، بلکه روابط خانوادگی وی و سایر فرزندان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.
دکتر واثق رحیم پرور در پایان گفت: در مجموع از دست دادن جنین یا نوزاد، اثرات روانی مهمی بر مادر دارد که می‌تواند با تجارب حمایتی نامناسب تشدید شود. بنابراین به پرسنل بهداشتی درمانی، خانواده و دوستان زنانی که مرگ جنین یا نوزاد خود را تجربه می‌کنند، توصیه می‌شود که حمایت از این مادران را جدی بگیرند.

منبع : http://aftabeyazd.ir/?newsid=173118

همرسانی خبر