//ترور بیولوژیک به سبک انتحاریون! / چگونه با بی تفاوتی در برابر کرونا در حال ترور خود هستیم؟

ترور بیولوژیک به سبک انتحاریون! / چگونه با بی تفاوتی در برابر کرونا در حال ترور خود هستیم؟

انتخاب : بخشی از صحبت‎­‍های روزانه­ ما با خانواده، دوستان و آشنایان، اکنون به کرونا و اطمینان از سلامت همدیگر اختصاص یافته است. چتری از وحشت و ترس از مرگ که روی بخش کثیری از جامعه افتاده و بخش دیگری که انگار واکسن کرونا را زد‌ه‌­اند و در صورت لزوم هم داروهایش را در جیب‌شان دارند! اگر از آن دسته افرادی هستید که توصیه­‌های متخصصان را جدی گرفته­ و بیشتر اوقات خود را در خانه سپری می‌­کنید، بالاخره برای خرید نیاز‌های ضروری از خانه خارج می‌­شوید؛ بنابراین در مسیر خانه تا محل خرید، افرادی که ماسک نزده و در گوش‌ه­ای جمع شده و مشغول گفتگو هستند و یا اغذیه فروش­‌های کنار خیابان­‌ها را دید‌ه­اید. تعداد بسیار زیادی از همشهریان ما و ایرانیان، به هیچ وجه خطر بالای ابتلا به این بیماری را درک نکرده‌اند. آیا آن‌ها مصونیت زیستی دارند؟ یا اینکه فکر می­‌کنند این بیماری سراغ افراد خاصی می‌­رود؛ از طبقه‌­ای خاص، مشاغل خاص و یا انسان­‌های گناهکار!

باید بگوییم که این طور نیست، شانس ابتلای به این بیماری برای همه یکسان و برای گروههای در معرض خطر (با بیماری­های دیگر)، طبیعتاً کمی بیشتر است. همه می‌­دانیم که در حال حاضر اولویت با حفظ جان انسان‌هاست و این بر کسی پوشیده نیست. بنابراین چرا برخی مسائل بهداشتی را رعایت نمی‌­کنند؟ آیا این وضع، ناشی از تفاوت‌­های فردی میان انسان‌ها و جنس (مذکر و مؤنث) است؟ یا به دلیل تفاوت‌­های فرهنگی و انتخاب سبک فرزندپروری نامناسب از سوی ایرانیان؟

برای اینکه بتوانیم به پاسخ درست و منطقی برسیم ابتدا لازم است در مورد میزان خطری که متوجه ماست، آگاه شویم. بر اساس آمار میزان مرگ­‌و­میر ناشی از این ویروس نسبت به سایر ویروس‌­های هم خانواده بسیار کمتر است. البته آخرین اخبار حاکی از آن است که میزان کشندگی در کشورهایی چون آمریکا، برزیل و انگلیس از آن تنها 3 درصد معروف که در اکثر ویدیوهای منجی­‌گرایانه‌­ی این روزها می‌­بینیم، فراتر رفته است. این اتفاق حائز مطلبی مهم برای ماست. اینکه نرخ مرگ­‌و­میر ناشی از این ویروس به شدت تابع رفتارهای (فردی و جمعی) ماست.

البته در این نوشتار قصد نداریم از نقش دولت­ و وزارت مربوطه یعنی بهداشت در مدیریت بیماری­های واگیر غافل شویم، بلکه باید بگوییم این مورد، موضوع بحث این مقاله نیست. اما این رفتارها چگونه شکل می­‌گیرند؟ از دیدگاه آلبرت بندورا، کسی که متوجه شد مفاهیم محرک و پاسخ و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست و نظریه‌­ی یادگیری اجتماعی را مطرح کرد، مشاهده و تقلید بسیار مهم است. او به مفاهیم اولیه­ رفتارگرایی، واژه ­های الگو و الگوبرداری را نیز افزود. یعنی اینکه رفتارهای ما علاوه بر آموختن از طریق پاداش و تنبیه، از طریق مشاهده و تقلید نیز شکل می­‌گیرد. بچه­‌های ایرانی در دوره­ کودکی، شاهد الگوهای مناسبی برای مواجه با شرایط بحرانی در دوران بزرگسالی نبوده و نیستند. این امر ناشی از گزینش سبک فرزندپروری نامناسب یا بهتر است بگویم محصول عدم وجود سبک فرزندپروری در میان خانواده­‌های ایرانی است. سبکی که می‌­تواند با استفاده از تخصص یک روان­شناس تربیتی یا کودک انتخاب شود و در آینده­ آن تأثیر به‌سزایی داشته باشد. کودکان ایرانی بی ­توجهی والدین و اطرافیان خود را نسبت به بسیاری از مسائل از جمله موارد بهداشتی از همان دوران کودکی مشاهده می­‌کنند. همچنین با توجه به غلبه­ نسبی فرهنگ فردگرای غربی به فرهنگ جمع‌­گرای شرقی در سالهای اخیر، گوش‌­های کودکان همواره پُر است از آلترناتیوهایی (در تقابل با زندگی نکرده و آرزوهای دست نیافته­ خود) نظیر "سعی کن نفر اول بشی، سعی کن شکستش بدی، سعی کن تو برنده بشی" و از این دست تشویق به خودبینی‌­ها و چشم‌­پوشی از سرنوشت جامعه. علاقه­ اجتماعی که هر روز کمرنگ­تر می­‌شود تا جایی که به «بی­ تفاوتی» نسبت به آن می‌رسد. از سوی دیگر در ایران، جامعه و اداره‌کنندگان آن نسبت به حرکت‌­ها و رفتارهای معطوف به جامعه، پاداش و بازخورد مناسبی نشان نمی­‌دهند و اصطلاحاً سنگ­اندازی و بی­مهری زیاد است. جمله­­ی رایج "در ایران نمی­توان کار گروهی انجام داد" نیز مؤید این مطلب است. نمونه بارز آن هم موفقیت تیم­های ملی در رشته­های ورزشی انفرادی نسبت به ورزش­‎‌های گروهی در مسابقات جهانی و المپیک است.  

اکنون می­‌توانیم به پرسش‌­های اصلی این مقاله برگردیم؛ چرا نسبت به یکدیگر بی­‌تفاوت هستیم؟ آیا این عمل، غیراخلاقی و زیان­ رسان نیست؟ آیا این بی تفاوتی، محصولِ نیاز به بقا در ماست و یا جنگ روانی که در پشت تئوری جنگ بیولوژیک پنهان شده است؟ احتمالاً منظور مؤلفین را متوجه نشده باشید. بگذارید به گونه ­ای دیگر این مسئله را مطرح کنیم. فرض کنید وارد یک مهمانی بزرگ تبلیغاتی شده ­اید و از ابتدای حضور شما، صحبت درباره­ حضور فردی مشهور در آن مهمانی است. ساعاتی می ­گذرد و شام نامناسب، با حجم کم و بی­ کیفیتی هم برای مهمانان سرو می ­شود. همچنان صحبت از حضور آن فرد مهم است و همه­ی مدعوین در تب و تاب حضور آن شخص مهم هستند. مهمانی تمام می­شود و به مهمانان هم گفته می شود آن فرد مشهور به دلیل مشکل ناگهانی که برایش پیش آمده، نتوانسته در مهمانی حاضر شود. همه­ 1400 مدعو نیز به منازل خود برمی‌گردند...

حالا فکر کنید چه اتفاقی در این مهمانی افتاده است. آن شرکت یا شخص، هدف خود را که برگزاری برنامه تبلیغاتی برای محصولاتش بوده انجام داده و توانسته با کمی هوشمندی و البته هزینه­ بسیار کم، قضیه­ سرو شام را نیز به خوبی به سرانجام برساند. هوشمندی او «همان فرد مشهور» است. درباره­ ویروس کرونا و احتمال وجود شواهدی مبنی بر بیوتروریسم (تروریسمی شامل انتشار عمدی عوامل بیولوژیک که این عوامل، باکتری‌ها، ویروس‌ها یا سموم‌اند که ممکن است به شکل طبیعی‌شان یا به فرم دستکاری شده توسط انسان باشند. بیوتروریسم با اهداف خصمانه برای کشتن یا ناتوان کردن انسان‌ها، جانوران یا گیاهان انجام می­ شود) و جنگ بیولوژیک (جنگ زیستی) یا جز آن، شاید با همان «فرد مشهور» روبرو باشیم.

«فرد مشهوری» که اکنون در چهره­ «بی­‌تفاوتی» به سرنوشت یکدیگر ظاهر شده و افکار جهانی را به سمتی کاملاً بی ­اهمیت (در برابر اقدام آنی به منظور حفظ جان انسان‌ها) هدایت کرده است که خود می ­تواند به شکلی دیگر همان "اهداف بیوتروریسم" را محقق کند. فردگرایی افراطی که در نهایت منجر به زیان جمعی (افزایش مرگ­ومیر) خواهد شد. در شرایطی که با یک بیماری ویروسی با قدرت شیوع بالا روبرو هستیم، نخستین اقدام همانطور که پیش­تر هم ذکر شد کسب اطلاعات دقیق است. دومین گام تقویت احساسِ روح جمعی به عنوان یک ارزش است. یعنی باور به اینکه سرنوشت همه ما به رفتار هم گره خورده است. سومین گام نیز تقویت رفتارهای معطوف به این ارزش است. در این میان و با توجه به شرایط فرهنگی حال و حاضر ایران، می­‌توان گفت نه تنها روحِ جمعی به معنای واقعی و سازنده­ی آن وجود ندارد، بلکه با قبیله‌­گرایی و عملکردهای جزیره‌­ای و بی‌‌تفاوتی‌های بخش قابل توجهی از مردم، به نوعی شاهد «خود بیوتروریسم» هستیم.

مبارزه با این ویروس و پاندمی، تنها با مشارکت و همکاری جمعی و عمل به توصیه­‌های متخصصان قابل انجام و میسر خواهد بود. بهتر است کمی با خود خلوت کنیم و به رفتارهایمان از بیرون (ناظر بیرونی) نگاهی بیندازیم. آیا «بی­تفاوتی» ما در شرایط بحرانی کنونی، به نوعی یک عمل غیراخلاقی نیست؟ آیا سال‌ها بعد از این بیماری، در مواجه با وجدان خود احساس شرمندگی نخواهیم کرد؟ در پایان باید به جمله­ بندورای 90 ساله در مقدمه­ کتاب 600 صفحه­‌ای خود با عنوان بی­‌قیدی نسبت به اخلاق اشاره کنیم که می‌­گوید: «کسی که کار غیراخلاقی انجام می­‌دهد، چگونه با خود کنار می‌­آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می­‌دهد؟».

منبع : entekhab.ir/002KR2

همرسانی خبر