//پرسه در شهرهای پسا کرونا

پرسه در شهرهای پسا کرونا

به گزارش پالانيوز به نقل از روزنامه ايران، شهرها همیشه در مرکز بحران‌های بین‌المللی قرار داشته‌اند و در مورد بیماری کرونا نیز استثنایی از این قاعده مشاهده نمی‌شود. مرگبارترین نقطه در این ارتباط    نیویورک بود که شهری بی‌قاعده و لجام گسیخته است ولی ویروسی که از شهری واقع در ایالت ووهان چین نضج‌ گرفت و جهان را سرکوب کرد، از کمتر شهر قابل ذکری طی چهار ماه‌ و نیم اخیر غافل مانده است. نگاه کارشناسان به شرایط فعلی و آینده این شهر واجد نکاتی جالب است. «فارن افرز» به‌همین دلیل به سراغ شماری از کارشناسان جهانی رفته که نظرات 8 نفر از آنان را می‌خوانید.

شهرها ادامه حیات خواهند داد

ریچارد فلوریدا
استاد رشته مدیریت در دانشگاه تورنتو

کرونا جولان اندوه باری در جهان داده اما شکی نیست که شهرهای بزرگ از این مهلکه خواهند جست. این یک قاعده دیرپاست که جوامع همیشه دفع خطر کرده و از نو سرپا ایستاده و از ظلمات به سوی روشنایی برگشته‌اند. آنفلوانزای اسپانیایی در سال 1918 بیش از 50 میلیون نفر را در سطح جهان به کام مرگ کشید اما وقتی عمرش به سر رسید، لندن و پاریس از نو شکفتند و نیویورک هم به تلألوی تازه‌ای رسید. اگر شهرهای بزرگ مورد استقبال بیشتر مردم قرار می‌گیرند، به سبب در برداشتن فرصت‌های بیشتر و بهتر شغلی است اما تاوانی که می‌پردازند بالاتر رفتن نمودارهای مرگ‌شان در پی اپیدمی‌ها است. جالب‌تر اینکه سایر عوامل
مرگ و میر از صدمات بیشتری در قیاس با اپیدمی‌های مرگبار به شهرهای بزرگ وارد کرده‌اند. توسعه بیش از حد شهرها و حومه‌های آنها و تلاشی که شرکت‌ها و مؤسسات برای جذب هرچه‌بیشتر نیروهای شهرستانی انجام می‌دهند، بسیار مضرتر و دیرپاتر از ویروس کرونا است که می‌آید و می‌زند و می‌رود.

فرصتی برای ساختن الگوهای بهتر

رابرت موگا
بنیانگذار انستیتوی تحقیقاتی ایگاراپه

اگر کرونا در حال برچیدن پرقساوت بسیاری از آیین‌ها وشغل‌ها است، لااقل این دلخوشی برای بشر وجود دارد که پس‌از فرو‌خوابیدن این غائله می‌توان شهرهای بزرگ و حتی کوچک و آیین زندگی و مدل‌های اقتصادی جاری در آنها را به‌گونه‌ای تازه تنظیم و بازسازی کرد. اما از این به‌بعد باید انتظار داشت، فاصله‌گذاری‌های فردی و گروهی در شهرها و مشاغل و در دل زندگی خانواده‌ها به یک اصل و اجبار تبدیل ‌شود. کرونا در عین وارد کردن ضربات کشنده به انسان‌ها ظرفیت و میزان توانایی شهرداری‌ها و فرمانداری‌ها را هم به بوته نقدی تازه گذاشت و این فرصت را پدید‌ آورد که نقشه‌کش‌های کلان و طراحان بزرگ در پی تأمین الگوهایی از زندگی‌های اجتماعی باشند که با وزش نسیم سرد کروناهای بعدی این چنین در هم کوبیده نشوند. این یک جبر غیرقابل اجتناب است که یا با الگوها و مدل‌های تازه و مفید و ایمن زندگی خواهید کرد یا کروناهای بعدی شما را با خاک‌ یکسان خواهد کرد.

به‌ اوایل قرن بیستم بازمی‌گردیم

ربه‌کا کاتنز
استاد رشته بهداشت و امنیت جهانی در دانشگاه جورج تاون
سال‌ها است که افراد جوان و جاه‌طلب برای کسب مشاغل بهتر و بالا رفتن از نردبان ترقی به شهرهای بزرگ روی می‌آورند. اما حالا و بویژه پس از رژه مرگبار کرونا شهرها و تمدن‌ها، فرصت‌های صنعتی فوق تبدیل به کابوس شده‌اند و ساکنان شهرهای کوچک لزوم دور ماندن از آن را با تمام وجود حس می‌کنند. بالا رفتن آگاهی‌های مردم از ادوات و فاکتورهای بسط بیماری‌هایی مثل کرونا آنها را مقابل این بیماری تا قسمتی بیمه می‌کند اما ضرر آن به ترس افتادن مفرط و فاصله گرفتن فزون‌تر مردم از زندگی‌های شهری و مدرن و رویکرد مجدد به آیین‌های سنتی است که زندگی سراسر تکنولوژیک فعلی در جهان با آن سنخیتی ندارد. برای هر چیزی و هر دستاوردی باید تاوانی داد اما تاوان مرتبط با کرونا بیش از حد وحشتناک است. چه چیزی از این ترسناک‌تر که پس از سال‌ها طراحی و معماری زندگی‌های نوین در حال طراحی الگوهایی بسیار کوچک‌تر اما ظاهراً ایمن‌تر هستیم که ما را به اوایل قرن بیستم باز خواهد گرداند.

شهرنشینی‌های ارزان در مواجهه با مرگ

جوئل کوتکین ، استادیار دانشگاه چاپمن
حتی پس از کرونا هم شهرها و شهرنشینی جزئی ثابت از زندگی بشر خواهند ماند ولی تغییراتی در فرم زندگی و در مشاغل جاری در آنها روی خواهد داد زیرا اپیدمی اخیر نشان داد که پایه‌های زندگی در این شهرها سست و نگاه‌ها بیش از حد سهل‌انگارانه است. چه کسی در امریکا فکر می‌کرد نیویورک این‌طور ملعبه دست کرونا و به یک قتلگاه بزرگ تبدیل شود اما حقیقت آن است که طراحان زندگی‌های به اصطلاح نوین شهری برای نیویورک چیزی ایمن‌تر و بهتر از این را درنظر نگرفته بودند. برخی می‌گویند کم و زیاد شدن جمعیت شهرهای بزرگ در امریکا و اروپا فقط محصول عملکرد اپیدمی‌ها نیست و رونق یا کسادی اقتصادی هم سبب‌ساز این فرآیندها بوده‌اند. برای مثال جمعیت منهتن سال 1920 حدود 5/2 میلیون نفر بود و در سال 1970 به 5/1 میلیون نفررسید و اینک 3/1 میلیونی است. اما در همین منهتن طی ماه‌های اخیر آدم‌های مشهور و سینماگران و تاجران برای خرید کوچک‌ترین امنیت بهداشتی هم مشکل داشته‌اند زیرا مشکل‌شان دیگر با پول حل نمی‌شود.

عواقب تلخ شهرنشینی‌های بی‌تدبیر

ادوارد گلاسر
استاد رشته اقتصاد در دانشگاه هاروارد

قبل‌از ظهور هولناک «کووید19» ما در این اندیشه بودیم که چگونه جامعه‌مان را برای روبات‌وار شدن هرچه بیشتر مهیا کنیم اما حالا با بازگشت به اصل خویش می‌پرسیم چرا علمی که روبات‌ها را ساخته، قادر به محافظت جوامع در قبال بیماری‌ها نیست و حتی یک واکسن مؤثر هم برای کرونا پیدا نمی‌کنند. در قرن بیستم فرصت‌های شغلی از درون مزارع و فضاهای طبیعی روستاها به درون عمارات برج و بارو وار شهرهای بزرگ انتقال یافت. اما امروز فقط بیش از 30 میلیون نفر بیکار یا معلق شده‌اند و بنابراین باید پرسید آیا هجوم به‌سمت شهرها تدبیری فریبنده و بی‌پایه نبوده است. اگر کرونا و کروناها هرچه سریع‌تر برچیده نشوند بسیاری از شغل‌ها یا فلسفه وجودی خویش را از دست می‌دهند یا با 190 تا 20 درصد از ظرفیت قبلی خویش به یک زندگی پنهانی روی خواهند آورد. ضمن آنکه این تصور که اگر روی مبارزه با امثال کرونا سرمایه‌گذاری عظیم‌تر و هوشمندانه‌تری انجام دهیم روزگاری مشاغل فوق‌ بهتر می‌شود فقط یک آرزومندی صرف است.

در حسرت لذت‌های کوچک زندگی شهری

توماس جی‌کامپانلا
استاد رشته شهرسازی در دانشگاه کورنل

تا دیروز برای مردم عادی بود که به فست‌فودها بروند و هات‌داگ یا پیتزا بخورند و از بهداشتی نبودن آن لذت ببرند(!) اما امروز پس از بارها شستن و پختن یک غذا در نهان‌خانه خویش و پشت درهای بسته حتی یک دهم لذت آن غذاهای فوری و نه چندان خوش‌طعم خیابانی را هم زیر زبان خود حس نمی‌کنند. زیرا کرونا مفهوم زندگی‌ها را به شکل بسیار تلخی عوض کرده است. شکی نیست که پس از فروکش کردن غائله اخیر بسیاری از رستوران‌ها و مغازه‌های کوچک و محبوب محل زیست ما یا برای همیشه بسته شده یا تغییر کاربری خواهند داد و ما در حسرت‌شان خواهیم‌ ماند اما ادامه بقای ما وابسته به نوع برخورد علمی‌مان با وقایع است. قبلاً وقتی در تراموا و مترو از ایستگاهی به ایستگاهی دیگر می‌رفتید به عواقب آن فکر نمی‌کردید اما امروز استفاده از حمل‌ونقل عمومی حالت قمار یا مرگ را پیدا کرده و نمی‌دانید آیا این آخرین سفر درون شهری شماست یا خیر.

مقدمه‌ای برای احتیاط بیشتر در قرن‌های بعدی

مایمونا مجد شریف
مدیر اجرایی برنامه حفاظت انسانی در سازمان ملل

حدود 95 درصد مبتلایان و قربانیان «کووید19» در جوامع شهری و در بلوای زندگی‌های درهم پیچیده می‌زیسته‌اند و اسیر بی‌احتیاطی‌های حاکم بر این جوامع شده‌اند که پیشتر «مدرنیسم» نامیده می‌شد و حالا «نادانی» توصیف می‎شود، خیلی‌ها بر این باور بودند که ساز و کارهای موفق مقابله‌ای با کرونا در شهرهای بزرگ‌تر و دارای بودجه‌های بیشتر مهیاتر است اما اتفاقات اخیر خلاف این را نشان داده و شهرهای کوچک‌تر به سبب ایمنی ترددها و پاکتر بودن روابط آسیب‌پذیری کمتری داشته‌اند و این نکته به اثبات رسیده که در هزارتوی شهرهای بزرگ امکان و احتمال رشد اپیدمی‌های مرگ‌آفرین بسیار بیشتر از جوامع روستایی و مناطق حومه‌ای شهرهای بی‌در و پیکر است. از این پس باید جوامعی را تعریف کرد که در آن انسان‌ها در عین زندگی خوش در کنار یکدیگر فاصله‌گذاری‌های بهداشتی و امنیتی لازم را هم رعایت کنند. این چیزی نیست که بتوانید انتخابش کنید بلکه یک الزام غیرقابل گریز در ادامه قرن بیست‌ویکم و مقدمه‌ای بر احتیاط‌های فزون‌تر برای اعصار بعدی است.

زندگی‌ها از نو تعریف می‌شوند

جانت صدیق خان
استاد طراحی ارشد نهاد امنیتی «شرکای بلومبرگ»

برون‌رفت از مشکلات عظیم فعلی مرتبط با کرونا به شیوه‌هایی برمی‌گردد که برای ایمن‌سازی محیط زندگی‌مان و بویژه منزه کردن شهرهای خود در پیش می‌گیریم. اگر قواعد زندگی‌های شهری خود را از نو تعریف نکنیم، با وزش کروناهای بعدی به فجایعی خواهیم رسید که کره خاکی هرگز به خود ندیده است. نمی‌توان در شهرها با قواعد و آیین‌های فعلی، هم زندگی‌هایی را داشت که ایمن باشند و هم در مصادر و مشاغلی نشست که پول از آنها ببارد. وضعیت اسفبار فعلی دنیا گویای این امر است که پروتکل‌های بهداشتی اگرچه فقط در ماه‌های اخیر رونق یافته و فلسفه وجودی‌شان حس شده اما بعید است بزودی از زندگی ما رخت بربندند زیرا هم ترس شدید ناشی از کرونا در وجود ما ریشه دوانده و هم اطمینانی در دست نیست که ویروس بعدی و طوفان مرتبط با آن در راه نباشد. این یک واقعیت است که شهرهای بزرگ پس از آرام شدن گردباد کرونا زنده خواهند ماند اما بستگی به این دارد که ما چه معنایی از زنده بودن در نقض خود داریم.


منبع: https://www.pishkhan.com/news/179025/

همرسانی خبر